تبليغاتX

بابل )متولد شهر بهار نارنج)


...

@ //
*  **   < دو راهی قلب و عشق
دو راهی قلب و عشق
ساقه شکستن,قانون طوفان است,تو نسیم باش ونوازش کن.
دو راهی قلب و عشق

سلامي به گرمي عشق ، به زيبايي گلهاي بهاري و به كوبندگي تپش قلب و گرمي اشك،
سلامي به سوزناكي غم ، سلامي چون اشك‌ ، اشكي چون شمع‌ ، شمعي چون نور و نوري چون تو و سلامي به وسعت اقيانوس هاي بيكران كه از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد و از راههاي پرپيچ و خم به سوي شما پرواز مي كند. نام: عشق

نام خانوادگی: تنهایی

نام مادر: دریای غــــــــــم

نام پدر: کوههای غــــــم

نام خواهر: پریشان

نام برادر: بی خیال

محل صدور: دنیای خـــــاموش

گناه: به دنیا آمدن

محکوم: به زندگی

جرم: انسان بودن

تشنه ی: محــــــــــبـت

آخرین وضعیت: عشــــــــــــق

آدرس: کوچه نا مهربان

محله: بیگانه

نام همسر: بــــــــی وفــــــــــا

پلاک: فراموش شده

عشق در چه راهی کشته شد؟: محـــــــبت

آرزو: بـــــــا تـــــــــــــــــو بـــــــودن

غریبه ای اما دلم برای تو پر می زند برای پیدا کردنت به هر شبی سر می زنم
موضوع وبلاگ : بيشتر سعي کردم مطالب عشقي بريزم ولي اين وبلاگ را براي عاشقان دل سوخته و غم خورده و به ياد چشمان گريان عاشقان مي باشد (زمانه خیلی بد شد)www.klary_1983@yahoo.comدانشجو دانشگاه آزاد

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
می خواهم خورشید پایین رونده ای شکار کنم
می خواهم خورشید پایین رونده ای شکار کنم
در نقاشی یا آوازی از هیجان و اندوه
و آسمانی تا اگر می شد به سرعت در برش گرفت، بدزدمش
باد، آرامش خوش آهنگش را محو کرده
و تو نمی توانی از آن غروب بگذری
از آن زیبایی عظیم در تپش قلب زمین
که بسیار آرام است و هنوز خستگی ناپذیر
آغاز و پایان ازدحام
صدای تپش قلبی
زندگیی مطمئن و پایدار
تنفس روزی نو
که ناباورانه گواراست
[ ]
+
Livel pool
بی تو چشمانم همیشه بارانیست ؛اشك چشمانم فقط برای توست ای آغاز زندگیم ،بی تو شب هایم بی فروغ ؛چشمانم بارانی و لبانم از نام تو لبریز است...بی تو بودن را نمی خواهم و با تو بودن را برای همیشه چه در این زمین خاكی و چه در آن سرزمین ابدی می خواهم ؛ توئی كه دریچه ای از نور و روشنایی را بر دل تاریكم گشودی و زندگی را با واژه زیباتری برایم معنا بخشیدی ؛ تو ؛ توئی كه زندگی را همان گونه كه هست برایم ترسیم كردی ، امید را در دلم جاری كردی و امیدی تازه به من هدیه كردی...  
 
۰۹۳۶۵۵۹۴۹۴۸
[ ]
+
قلب من قلب توست
قلب من قلب توست
این مطلب مخصوص ادمای عاشقه.بخونید پشیمون نمیشید!

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم

تا اينكه يک روز اون اتفاق افتاد.. حال دختر خوب نبود.. نياز فوري به قلب داشت.. از پسر خبري نبود.. دختر با خودش ميگفت: ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني.. ولي اين بود اون حرفات.. حتي براي ديدنم هم نيومدي… شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد…

چشمانش را باز كرد.. دكتر بالاي سرش بود. به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟ دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده. شما بايد استراحت كنيد.. در ضمن اين نامه براي شماست..!

دختر نامه رو برداشت. اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود:

سلام عزيزم. الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام. از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم.. پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم.. اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه. (عاشقتم تا بينهايت)

دختر نميتوانست باور كند.. اون اين كارو كرده بود.. اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد.. و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم
[ ]
+
http://irangirl0111.blogfa.cخئ
 این شعرهم تقدیم به خودم    

 

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش

دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش

خونه ي اون حالا تو يه گلدون سفالي بود

جاي يارش چه قدر تو اين غريبي خالي بود

يادش افتاد که يه روز يه باغبون دوبوته داشت

يه بهار اون دو تا رو کنار هم تو باغچه کاشت

با نوازشاي خورشيد طلا قد کشيدن

قصشون شروع شد و همش به هم مي خنديدن

شبنماي اشکشون از سر شوق و ساده بود

عکس ديوونگيشون تو قلب هم افتاده بود

روزاي غنچگيشون چه قدر قشنگ و خوش گذشت

حيف لحظه هايي که چکيد و مرد و برنگشت

گلاي قصه ي ما ، اهالي شهر  بهار

نبودن آشنا با بازي تلخ روزگار

فک مي کردن هميشه مال همن تا دم مرگ

بميرن ، با هم مي ميرن از غم باد و تگرگ

يه روز اما يه غريبه اومد و آروم وترد

يکي از عاشقاي قصه ي ما رو چيد و برد

اون يکي قصه ي اين رفتن و باور نمي کرد

تا که بعدش چيده شد با دستاي سرد يه مرد

گلاي قصه ي ما عاشقاي رنگ حرير

هر کدون يه جاي دنيا بودن و هر دو اسير

هيچکي از عاقبت اون يکي با خبر نبود

چي مي شد اگه تو دنيا ، قصه ي سفر نبود

قصه ي گلاي ما حکايت عاشقياس

مال ياسا ، پونه ها ، اطلسيا ، رازقياس

که فقط تو کار دنيا ، دل سپردن بلدن

بدون اينکه بدونن ، خيليا خيلي بدن

يکيشون حالا تو گلدون سفال ، خيلي عزيز

اون يکي برده شده واسه عيادت مريض

چه قدر به فکر هم ، اما چقد در به درن

اونا ديگه تا ابد از حال هم ، بي خبرن

روزگار تو دنياي ما قربوني زياد داره

اين بلاها روسر خيلي کسا در مي ياره

بازياش هميشه يک عالمه بازنده داره

توي هر محکمه کلي برگ و پرونده داره

اين يه قانون شده که چه تو زمستون ، چه بهار

نمي شه زخمي نشد از بازياي روزگار

اگه دست روزگار گلاي ما رو نمي چيد

حالا قصه با وصالشون به آخر مي رسيد

ولي روزگار ما هميشه عادتش اينه

خوبا رو کنار هم مي ياره ، بعدم مي چينه

کاش دلايي که هنوزم مي تپن واسه بهار

در امون بمونن از بازیه تلخ روزگار


[ ]
+
از دوست

 خير ناصر و معين ... اعوذ بالله من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

 

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين...

 

انواع بله گفتن عروس خانما

 

 

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو می کنه)

 

عروس لوس: بع.......له

 

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم،خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ،  )اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن!! ... )

 

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فَميلي .... يس

 

عروس خجالتي: اوهوم

 

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر،استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو،مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

 

عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس خیالی نيست من پايه ام.....

 

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ بالله من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

 

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين...

 


[ ]
+
و خدا آفریدگار بود

و خدا آفریدگار بود

و دوست داشت بیافریند:

زمین را گسترد

و دریا ها را از اشک هائی که در تنهایی اش ریخته بود پر کرد و کوههای اندوهش را که در یگانگی دردمندش، بر دلش توده گشته بود بر پشت زمین نهاد

و جاده ها را که چشم به راهی های بی سو و سر انجامش بود، بر سینه کوهها و صحرا ها کشید 

و از کبریائی بلند و زلالش آسمان را بر افراشت...( کویر- دکتر علی شریعتی)

 

این روزها، روزهای خاصی هستند برای من، نه فقط به خاطر بهار...

 

تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه ی آدمیان است.

همه چیز تنها یک چیز است. و هنگامی که آرزوی چیزی را داری،

سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.(کیمیاگر- پائولو کوئیلو


[ ]
+
از یه دوست
میگویند در آن جهان ودررستوران دوزخ سه نفر از آمریکا وانگلیس وایران نشسته بودند و صحبت میکردند گویا در دوزخ هم ساکنان را دسته بندی کرده بودند.از آمریکایی پرسیدن اوضاع منطقه شما چگونه است؟ آمریکایی گفت خدا نصیبتان نکند هرروز صبح سه نفر می آیندودوتای آنها دستهای مرا میگیرندوقیفی دردهانم میگذارندونفرسوم هم قیرمذاب را در دهان من میریزد و این کار هرروز ساعت ۸صبح تکرارمیشود.انگلیسی گفت مال ما هم همینطور است فقط گاهی ساعت ۸صبح وگاهی ۱۰صبح .نوبت به ایرانی رسید گفت:

ما هم داستانمان همین است اما یه روز مامور هست قیر نیست!یه روز قیرهست مامورنیست!یه روز مامور و قیرهست اما قیف نیست!خلاصه که ما هنوز وضعیت درست وحسابی نداریم وهیچی مشخص نیست


[ ]
+
وقتی گوش شــــــــــــــــــنوا نیست٬ حرف تازه ای ندارم
وقتی گوش شــــــــــــــــــنوا نیست٬ حرف تازه ای ندارم

           سر عاشــــــــــــــــــــــــقی نمونده ٬ که به صحرا بگذارم

                      شور شــــــــــــاعرانه ای نیست ٬ غزل وترانه ای نیست

                                 به لب آینه حتی ٬ حرف عاشـــــــــــــــــــقانه ای نیست

                       هر کسـی می پرسد از من ٬ درچه حالی ٬در چه حالی

          تو که اهـــــــــل روزگاری٬ خبر تازه چــــــــــــــــــــه داری

می بینن امــــــــــــا می پرسن ٬ چه سوال خنده داری

          چی بگم وقتی که هیچ کس ٬ منو از من نمی فهـــمه

                   حرفای نگفتنی رو ٬ جز به گفتن نمی فهــــــــــــــــــمه

                                غـــــــــــــم آدم دیدنی نیست ٬ قصه شنیدنی نیست

                   بعضی حرفارو باید دید٬ بعضی حرفـــــا گفتنی نیست 

         وقتی گوش شــــنوا نیست ٬ شوق گفتن نمی مونه

وقتی جاده رو به هیچه ٬ پای رفتن نمی مــــــــــــونه

         خـــــــــــــــــــبر تازه چه داری ٬خــــــــبر تازه چه داری

                 تو چــــــــــــــــــــــرا باید بپرسی ٬تو که اهل روزگاری

                                 می بینی اما می پرســـــی ٬ چه سوال خنده داری


[ ]
+
من اگر عاشقت نباشم زود میمیرم...

 

فقط برای تو میشه از عطر پونه واژه ساخت

 

عاشق چشمای تو شد بغل بغل ترانه ساخت


فقط برای تو میشه زندگی رو یكسره ساخت


تو رو قشنگترین گل گلدونه باغ دل شناخت


فقط تویی كه می تونی دستمو راحت بخونی


با من عاشق بمونی یا منو از خود برونی


میشه برای تو از هزار و یك شب قصه گفت


یا كه میشه هزار و یك قصه از تو شنفت


میشه با تو جوونه زد ، حرفای عاشقونه زد


تیری كه می رفت به خطا، بالاخره نشونه زد


جون و دلم فدای تو جون میذارم به پای تو


می زنه قلب عاشقم تنها فقط برای تو

 

 

[ ]
+
تنهایی؟ جقدر زجر آوره
 

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس! 

عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه 

معناي واقعي عشق را به من ابراز كردي و آموختي! 

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن! 

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و 

به جز تو كسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست 

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ 

كسي هست كه عاشق و ديوانه تو مي باشد ! 

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و 

در آغوش خود بفشارم!


[ ]
+
سلام
 
هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد 
امشب دلي کشيدم
شبيه نيمه سيبي 
که بخاطر لرزش دستانم 
در زير آواره اي از رنگ ها ناپديد ماند ..


به تو میگم یه کلمه : دوست دارم یه عالمه


[ ]
+
انقدر دوست دارم آه تو كتاب جا نمي شه ... پي چاره ام با حرفاي الفبا نمي شه

انقدر دوست دارم آه تو كتاب جا نمي شه ... پي چاره ام با حرفاي الفبا نمي شه

من كه هيچ ، ساعتمم ديوونته دروغ كه نيست ... تو از اون روزي كه رفتي خوابيده ، پا نمي شه

هي مي گم كاش كه يه روز معجزه شه با همديگه ... دو سه ساعتي بريم كنار دريا ، نمي شه

آسمون دلش گرفته ، مث اخماي تو ... يه گره افتاده رو پيشونيشو ، وا نميشه

نامتم باهام لجه ، مي خوام بذارمش كنار ... انقدر بد باهام ، هر چي كنم تا نمي شه

مگه كم ناز چشاتو كشيدم دسته گلم ؟ ... كه ديگه يه ذره خندتم مال ما نميشه

سرخيا مال تو ، هر چي زرده بفرس واسه من ... ماهي مثل تو كه پنهون لاي ابرا نمي شه

ديدي خواستن ميون من و تو رو ابري كنن ؟ ... تو نفگتي بهشون بريد ، چه حرفا ، نمي شه ؟

مگه از من چي شنيدي كه يهو دلت شكست ... دل عاشق بيشتر از يك دفه رسوا نمي شه

چه شبايي كه نشستم تا سحر به اين اميد ... كه به هركسي به جز من بگي نه ، يا نمي شه

روزي كه خواستي بياي پيشم مث ديوونه ها ... از همه مي پرسيدم پس چرا فردا نمي شه

اينه رسمش ؟ تا يه چيز شنيدي باورت بشه ؟ ... اين جوري كه قصه مون عبرت دنيا نمي شه

يعني حق با شعر يه شاعر اون روزاش كه گفت ؟ ... برو مجنون واسه تو هيچ كسي ليلا نمي شه

خوابتو ديدم و پرسيدم ازت كجا بودي ؟ ... گفتي طولانيه قصه ، توي رؤيا نمي شه

يادته ؟ تماس گرفتم كه ببينم چي شده ؟ ... گفتي بعدا ، جايي ام ، صحبتش اينجا نمي شه

دفترم عادتشه ، فقط تو روش خط بكشي ... خودتم خوب مي دوني بدون امضا نمي شه

تو رو بايد تو تمام كتابا ، نه كمته ... حرف تو خلاصه نيس ، پس توي انشا نمي شه

چشاتو نمي شه گفت چه رنگيه بس كه گلي ... هيچ چشي ، چش نزنم ، انقد زيبا نمي شه

راستي تو منو يادت رفته ، آره ؟ ... من همونم كه بدون تو شباش به غير يلدا نمي شه

با خودت قرار گذاشتي ديگه اسممو نگي ... جمله هات تموم مي شه ، با نمي خوام ، با نمي شه

باشه هر چي تو بگي قبول ، فقط اينو بدون ... حكم قتلمم بدي ، هيچي كسي زيبا نمي شه


[ ]
+
من،

من،
تا رسیدن به اظلاع فراغت،
به فراغ تن دادم.
من تا غوطه وری در حجم ماندلا،
من تا چرخش در سپیدی و سیاهی در دایره ی یین_یانگ،
من تا سکوت سحر آمیز بودا به هنگام مراقبه،
تنها به یک تنهایی ابدی دل خوش کردم
و حالا در یک تنهایی ابدی غوطه ورم در سکوت.
 


[ ]
+
به دنبال یار

چه حقیرند...

مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند...

نه اراده ی دوست نداشتن..

نه لیاقت دوست داشته شدن و

نه متانت دوست داشته نشدن

به این حال...

مدام شعر عاشقانه میخواهند
 
حتي نميدونن   عشق چیست

[ ]
+
دوستی گلدانیست که دمیده است در او تازه گلی
دوستی گلدانیست که دمیده است در او تازه گلی
چهار فصلش همه سبز، آشتی شاخه او
عطری از عاطفه در او جاری، تارش از ململ عشق
پودش از مخمل ابر، سینه اش برکه باران بلور
بر لب هر برگش نقشی از خنده شیرین بهار
بشکند روزی اگر شاخه ای از این گل سرخ
دل ما میشکند...
           دوستی میمیرد...
                       آشتی میرود از خانه ما...
میشود پای خزان باز به کاشانه ما...
 

 


[ ]
+
سنانه
تنهايي رو دوست دارم چون بي وفا نيست
چون عشق دروغي توش نيست
چون تجربه كردم
چون خداوند تنهاست
تنهايي رودوست دارم
زيرا در كلبه تنهايي هايم درانتظار خواهم گريست
وانتظاركشيدنم را پنهان خواهم كرد
چون درتنهايي به توفكر مي كنم
شايد در سكوتي يا در شبي سرد وباروني دوباره در كنارم باشي
تنهايي تا بي نهايت دوستت خواهم داشت

[ ]
+
آزمون تو کدومو می پسندی
مژده     مژده   مژده ...................

لطفا توجه کنید ؟

    مرکز خرید شوهر

این مرکز پنج طبقه دارد که هر چه بالا تر برود

خوصوصیات مثبت مردان بیشتر می شود

اما اگر در طبقه ای دری را باز کنید. باید همان

مرد را انتخواب کنید.و اگر به طبقه بالا رفتید

دیگر اجازه انتخاب کردن را ندارید .و هر شخص یک بار می تواند استفاده کند.

روزی دو دخترکه با هم دوست بودند برای خرید

رفتند به این مرکزتا شوهر مورد علاقه خود را

پیدا کنند.

بر روی اولین طبقه بر روی در نوشته بود؟

این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.

دختری که تابلو را خوانده بود گفت خب بهتر از کار نداشتن و بچه نداشتن است ...ولی دوست دارم ببینم

بالاتری ها چگونه اند؟

در طبقه دوم نوشته بود ؟ این مردان شغل و بچه های  دوست داشتنی و چهره زیبا دارند؟ هووووم !طبقه بالا تر چه جوریه ؟؟؟؟؟؟و.........

طبقه سوم : این مردان شغلی با حقوق زیاد بچه های دوست داشتنی و چهره های زیبا دارند و در کار خانه هم کمک می کنند و. دختر:وای..... چقدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا ترو دوباره رفتند؟

طبقه چهارم :این مردان شغلی با حقوق زیاد

و بچه ه های دوست داشتنی دارند .و دارای

چهره های زیبا هستند. و همچنین در کارهای

خانه هم کمک می کنند و هدف های عالی در زندگی دارند. آن د. واقعا به وجد آمده بودند. دختر وای چقدر خوب  پس چه چیزی ممکنه در طبقه آخری

 باشه . دختران گریه کردند؟

طبقه پنجم

                و طبقه پنجم

پس به طبقه پنجم رفتند . آنجا نوشته بود؟ این طبقه

فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی

نیستند. از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز

خوبی را برای شما آرزومندیم ...

 

نظره شما چیه مخصوصا خانم هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها.

 


[ ]
+
بیمارم و تمام تنم مبتلا به تو
بیمارم و تمام تنم مبتلا به تو

حسی عجیب در بدنم مبتلا به تو

دارو به درد مزمن من بی اثر شده

این قرص مانده در دهنم مبتلا به تو

من مرد میشوم که تو را مبتلا کنم

اما عجیب ذهن زنم مبتلا به تو

گفتی بمیر و راحتمان کن

ولی چه سود وقتی جنازه و کفنم مبتلا به تو

بیهوده آمدی که مرا مبتلا کنی

بیهوده مبتلا شدنم مبتلا به تو

گاهی کسی میان دلم جار میزند

من با توام ، منی که منم مبتلا به تو


[ ]
+
سلام ای مهربون بازم روبرومی همینجا توی قابت, پیش رومی

سلام ای مهربون بازم روبرومی همینجا توی قابت, پیش رومی

هنوزم آواره و بی سر پناهت هنوزم شرم دارم از نگاهت

همین امروز غروب نامت رسیده کسی غیر از خودم اونو ندیده

   

دیدم یه کاغذ بی اسم و امضاست و گفتم شکر این رمز خود ماست

می دونستم همش حرفای عشقه میدونستم که حرفا شونوشته

منم دلتنگ هستم نازنینم جدایی , فاصله, تقدیره اینم

 

نمیشه دست تقدیر و قلم زد به جاش حکم دلا مونو رقم زد

ولیکن منتظر باش و وفادار می دونم می رسه ایام دیدار

منو گفتی که میبینی تو خوابت ولی من دلخوشم با عکس قابت

  

شبا که با خیالت خواب ندارم فقط ستاره ها رو می شمارم

واسم جایی نگه دار توی قلبت نشه بیگانه ای جادوی قلبت

دلت رو با محبت ها غنی کن با اونها مه یه رنگن زندگی کن

  

مبادا شهر چشمات غم بگیره نگاهت لحظه ای ماتم بگیره

نشه بارونی چشمهای قشنگت نبینی سختی از شهر فرنگت

که من طاقت ندارم غصه ها تو نمی تونم ببینم گریه ها تو

منم دلتنگیا مو با تو می گم با عشقت پیش قلبم رو سفیدم


[ ]
+
به تو مدیونم همیشه
به تو مدیونم همیشه
مگه میشه بی تو باشم
از شبی که روبرومه
چطوری بی تو رها شم
به تو مدیونم همیشه
مثه شمع صبحه فردا
مثه موج سرد و تنها
به نگاه نازه دریا
به تو مدیونم همیشه
من خسته من بی رود
مثله خاک سرد و تشنه
به نوازشای بارون
به تو میرسم دوباره
زیره رگباره ستاره
وقت بارون نگاهت
رو حریر شب میباره
اگه پایانی نباشی
واسه بغض خستگی هام
چطوری برگردم از این
خنده های بی سرانجام
تو خدای عاشقایی
به تو مدیونم همیشه
وقتی اسمتو میارم
لحظه لحظه تازه می شه
به تو مدیونم همیشه
من خسته من بی رود
مثله خاک سرد و تشنه
به نوازشای بارون
به تو میرسم دوباره
زیره رگباره ستاره
وقت بارون نگاهت
رو حریر شب میباره
به تو میرسم دوباره
به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته
آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم
با صدايي بلند بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم
با هيچ صدايي چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند
پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم....



[ ]
+
اینجـــا آخــر شــکســـته تا خـــدا راهی نمونده
اینجـــا آخــر شــکســـته تا خـــدا راهی نمونده
واسه مونـــدنم تو دنـــــیا دیــگه چـــــاره ای نمونده
من فقط ، یه خــسته بودم تشـــــنه یه قـــــطره نورم
توی عـمــــق چاه تاریک پـــــــی آســــــــمون نبودم
می گن این تقــــــدیرمونه تا ابــــد تنـــــها بمونیم
می بوسیم ، لبــــها رو اما می دونیم عاشـــــق نبودیم
می گیریم دســت کسی رو اما از دوریـــش می خونیم
می شینیم کـــــنارش ، اما می دونــــــیم پیشش نبودیم
حالا این چه فایـــده داره که مـــا از دنــیا بــنالیم
هر چی کردیم توی دنــــیا گـــردن خــــدا بــزاریم
تا که شـد، دل و شـکــستیم جاش یه تیکه سنگ گذاشتیم
پی عشــــق ، دویدیم ، اما عا شقـــا رو جـــا گذاشتیم
حالا من می خــــوام بدونم تا به کــی از تـــو بـخونم
دل سنـــگــــیتو بــبــیــــنم اما بـــاز عاشـــق بمونم
راه دیـــــگه ای نــــدارم اینـــــجا آخـــــر شکسته
تو برنـــــــــده ای و اما مــــــن فقط دلــــم شکسته


[ ]
+
از پنجره نگاه بکن آره اون میاد درسته بی وفاست ولی باید بیاد

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد               درسته بی وفاست ولی  باید بیاد

 

میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده           ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده

 

غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده           نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده

 

آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر              ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر

 

تو چرا سنگ نشدی میونه این همه  سنگ            میدونم دوسش داری مثل یه احصاصه قشنگ

 

آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه                     دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه

 

فدای نازش بشم این نازش کشته مارو                  حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو

 

خدایا این احصاصمو از دلم نگیر                     ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر

 

آخه گناهم نداره همش تقصیره منه  زود دل می بندم               زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه


[ ]
+
بدون شرح

عشق و عاشقی ۴ مرحله داره  

۱. اول آشنایی  

 

    ۲.  دوران نامزدی

 

  

۳. ازدواج و بچه داری

 

 

 ۴.دوران آوارگی و بدبختی 


[ ]
+
انتظار
درونمان خاليست, کسي نيست. تنها انتظاري بي رنگ و بي شکل. انتظاري براي هيچ. و اين حالت در ماست مثل هوايي که با هوا مخلوط شده. به هيچ چيز شباهت نداره. اگر داشت هم شايد مثل يک لحظه ي احساس خستگي و يا کسالت بود. اين انتظار هميشه وجود نداشته. ما هيچوقت چنين هيچ چيز و هيچ کس نبوديم. در کودکي همه چيز بوديم و خداوند تنها قسمت کوچکي از تمام دارايي ما بود.

در اواخر کودکي بود که انتظار آغاز شد. پس از مرگمان بود که شروع کرديم به انتظار کشيدن.                 

                                  


[ ]
+
اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم

 اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم

 اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم

 ای کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم

   و غنچه بسته لبانت را بگشايم

 اي کاش مي توانستم پرنده باشم و تا دور دست ها

  به کنار تو پرواز مي کردم

  اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

  گر چه هیچکدام از این ها نیستم
 
 ولی عاشقي دلباخته هستم
 
 كه خيلي ساده دوستت دارم...

[ ]
+
 

قلبم مال تو

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود:



سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)

دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري شد..و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم...


[ ]
+
بیا ...

بيا در كوچه باغ شهر احساس

شكست لاله را جدي بگيريم

اگر نيلوفري ديديم زخمي

براي قلب پر مهرش بميريم

بيا ما نيز مثل روح باران

به روي يك رز تنها بباریم

بيا در باغ بي روح دلي سرد

كمي روياي نيلوفر بكاريم

بيا تا در شبي همراه مهتاب

كمي هم صحبت يك ياس باشيم

اگر صد بار قلبي را شكستيم

بيا يك بار با احساس باشيم

بيا در ساحل نمناك بودن

براي لحظه اي يك رنگ باشيم

بيا تا مثل شب بوهاي عاشق

شبي ما هم كمي دلتنگ باشيم

بيا با آسمان پيمان ببنديم

كه تا او هست ما هم با وفا شيم

بيا تا رنگ اقيانوس آبي ست

براي موج ها ديوانه باشيم

كنار هر دلي يك شمع سرخ است

بيا به حرمتش پروانه باشیم

بيا در لحظه سبز نيايش

چو روح اشك پاك و ساده باشیم

بيا باران هر وقت باز باريد

براي گل شدن آماده باشيم.

...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...

من حالم بده بیاین بهم روحیه بدین دارم از ناراحتی میمیرم افسرده میشم !!! شاید اگر دلیلشو بگم بهم بخندین اما من نه!!! آخه همه چیز خوب بودا یهو قره قاطی شد چرا ؟؟؟ نمی دونم یعنی می دونم اما باورش برام سخته خیلی سخت.

آی ادمها به فریادم رسین . . .


[ ]
+
بدنبال یه دوست
کاش می شد با تو بودن را نوشت تا که زیبا را کشم بر هر چه زشت کاش می شد روی این رنگین کمان می نوشتم تا ابد با من بمان اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها!!! در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي ايستادم و آرام گريه کردم ولي اکنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي که به خاطرت اشک هايم را قرباني کردم !!!
[ ]
+
سلام
 انگاه که انسانی دروغ می گوید بخشی از جهان را

                                   می سوزاند اینها مرگ های کمرنگی هستند که

                                    انسانها به اشتباه زندگی میخوانند 


[ ]
+
سلام
 انگاه که انسانی دروغ می گوید بخشی از جهان را

                                   می سوزاند اینها مرگ های کمرنگی هستند که

                                    انسانها به اشتباه زندگی میخوانند 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!